یا علی گفتیم و عشق آغاز شد...
آسمان رقصید و بارانی شدیم/ موج زد دریا و طوفانی شدیم/ بغض چندین ساله ما باز شد / یا علی گفتیم و عشق آغاز شد
ایمیل مدیریت
نویسنده وبلاگ

واقعه ی عظیم غدیر، شامل مراحل مقدماتى قبل از خطبه و متن خطبه و وقایعى كه همزمان با خطبه اتفاق افتاد و آنچه پس از خطبه به وقوع پیوست، به طوری كه روایت واحد و متسلسل به دست ما نرسیده است. بلكه هر یك از حاضرین در غدیر، گوشه‏اى از مراسم یا قطعه‏اى از سخنان حضرت را نقل نموده‏اند. البته قسمت‌هایى از این جریان به طور متواتر به دست ما رسیده است، و خطبه ی غدیر نیز به طور كامل در كتب حدیث حفظ شده است.

روایت حدیث غدیر در شرایط خفقان
خبر غدیر و سخنان پیامبر(ص) در آن مجمع عظیم، طورى در شهرها منتشر شد كه حتى غیر مسلمانان هم از این خبر مهم آگاه شدند. جا داشت بیش از یكصد و بیست هزار مسلمان حاضر در غدیر، هر یك به سهم خود خطبه ی غدیر را حفظ كند و متن آن را در اختیار فرزندان و فامیل و دوستان خود قرار دهد.

متأسفانه جو حاكم بر اجتماع آن روز مسلمین و فضاى ایجاد شده بعد از رحلت پیامبر(ص) كه حدیث گفتن و حدیث نوشتن در آن ممنوع بود و سال هاى متمادى همچنان ادامه داشت اینها سبب شد كه مردم سخنان سرنوشت ساز پیامبر دلسوزشان در آن مقطع حساس را به فراموشى بسپارند و اهمیت آن را نادیده بگیرند.

طبیعى است كه باید چنین مى‏شد، زیرا مطرح كردن غدیر مساوى با بر چیدن بساط غاصبین خلافت بود، و آنان هرگز اجازه چنین كارى را نمى‏دادند. البته جریان غدیر به صورتى در سینه‏ها جا گرفت كه عده زیادى خطبه ی غدیر یا قسمتى از آن را حفظ كردند و براى نسل‌هاى آینده به یادگار گذاشتند و هیچ كس را قدرت كنترل و منع از انتشار چنین خبر مهمى نبود.

شخص امیرالمؤمنین و فاطمه زهرا صلوات الله علیهما كه ركن غدیر بودند، و نیز ائمه علیهم السلام یكى پس از دیگرى تأكید خاصى بر حفظ این حدیث داشتند، و بارها در مقابل دوست و دشمن بدان احتجاج و استدلال مى‏فرمودند، و در آن شرایط خفقان مى‏بینیم كه امام باقر علیه السلام متن كامل خطبه غدیر را براى اصحابشان فرموده‏اند.

به همین جهت در بین قاطبه ی مسلمین،هیچ حدیثى به اندازه «حدیث غدیر» روایت كننده ندارد، و گذشته از تواتر آن، از نظر علم رجال و درایت، اسناد آن در حد فوق العاده‏اى است.

معرفى كتاب درباره سند حدیث غدیر
كتب مفصلى در زمینه بحث‌هاى رجالى و تاریخى مربوط به سند حدیث غدیر تألیف شده است كه بهترین نمونه آن كتاب «الغدیر» تألیف علامه ی بزرگ شیخ عبد الحسین امینى نجفى رضوان الله علیه است.

در این كتاب‌ها، اسماء راویان حدیث غدیر جمع آورى شده و از نظر رجالى درباره ی موثق بودن راویان بحث شده و تاریخچه ی مفصلى از اسناد و راویان حدیث غدیر تدوین شده و جنبه‏هاى اعجاب انگیز آن در زمینه‏هاى اسناد و رجال تبیین گردیده است. ذیلاً به دو نمونه اشاره مى‏شود :

ابو المعالى جوینى مى‏گوید: در بغداد در دست صحافى یك جلد كتاب دیدم كه بر جلد آن چنین نوشته بود:«جلد بیست و هشتم از اسناد حدیث «من كنت مولاه فعلى مولاه» و بعد از این مجلد بیست و نهم خواهد بود.» (1)

إبن كثیر مى‏گوید:« كتابى در دو جلد ضخیم دیدم كه طبرى در آن، احادیث غدیر خم را جمع آورى كرده بود.» (2)

اگر چه كتاب براى معرفى در این زمینه بسیار زیاد است ولى در اینجا چند كتاب به عنوان راهنمایى و براى آگاهى از مباحث مربوط به سند حدیث غدیر معرفى مى‏شود:

1.الطرائف، سید ابن طاووس، ص 33.

2.كشف المهم فی طریق خبر غدیر خم، سید هاشم بحرانى.

3.بحار الأنوار، علامه ی مجلسى، ج 37، ص 181 و 182.

4.عوالم العلوم، شیخ عبدالله بحرانى،ج 15/3 ص 307 تا 327.

5.عبقات الأنوار، میر حامد حسین هندى، جلد غدیر.

6.الغدیر، علامه ی امینى، ج 1، صص 12 تا 151، و 294 تا 322 .

7.خلاصه ی عبقات الأنوار، علامه ی محقق سید على حسینى میلانى دامت افاضاته، جلد غدیر.

مدارك متن كامل خطبه غدیر
در تاریخچه ی كتاب‌هاى اسلامى، اولین بار در نقل خطبه غدیر به صورت مستقل، به كتابى كه عالم شیعى استاد بزرگ علم نحو شیخ خلیل بن احمد فراهیدى متوفاى 175 هجرى تألیف كرده بر مى‏خوریم، كه تحت عنوان «جزء فیه خطبة النبى(ص) یوم الغدیر» (3) معرفى شده است، و بعد از او كتاب‌هاى بسیارى در این زمینه تألیف گردیده است.

خوشبختانه متن مفصل و كامل خطبه ی غدیر در هفت كتاب از مدارك معتبر شیعه كه هم اكنون در دست مى‏باشد و به چاپ هم رسیده، با اسناد متصل نقل شده است. روایات این هفت كتاب به سه طریق منتهى مى‏شود:

یكى به روایت امام باقر(ع) است كه با اسناد معتبر در سه كتاب «روضة الواعظین» تألیف شیخ ابن فتال نیشابورى (4) ،«الاحتجاج» تألیف شیخ طبرسی (5) ، و«الیقین» تألیف سید إبن طاووس (6) نقل شده است.

طریق دوم به روایت زید بن ارقم است كه با اسناد متصل در سه كتاب «العدد القویة» تألیف شیخ على بن یوسف حلى (7) «التحصین» تألیف سید ابن طاووس(8)، و«الصراط المستقیم» تألیف شیخ على بن یونس بیاضى(9) ، و«نهج الایمان» تألیف شیخ حسین بن جبور(10) به نقل از كتاب «الولایة» تألیف مورخ طبرى روایت شده است.

طریق سوم به روایت حذیفة بن الیمان است كه با اسناد متصل در كتاب «الاقبال» تألیف سید بن طاووس (11) به نقل از كتاب «النشر و الطى» نقل شده است.

شیخ حر عاملى در كتاب «اثبات الهداة»(12) و علامه مجلسى در«بحار الأنوار»(13) و سید بحرانى در كتاب «كشف المهم» (14) و سایر علماى متأخر، خطبه مفصل غدیر را از مدارك مذكور نقل كرده‏اند.

بدین ترتیب، متن كامل خطبه ی غدیر به دست این بزرگان شیعه حفظ شده و به دست ما رسیده است، كه این خود در عالم اسلام از افتخارات تشیع است.

اسناد و رجال روایت كننده متن كامل خطبه غدیر
ذیلاً عین اسناد مربوط به روایت خطبه ی غدیر به عنوان پشتوانه ی آن تقدیم مى‏گردد.

روایت امام باقر(ع) به دو سند است:

1.قال الشیخ أحمد بن على بن ابی منصور الطبرسی فی كتاب «الاحتجاج»:

"حدثنی السید العالم العابد ابو جعفر مهدی بن أبی الحرث الحسینی المرعشی رضى الله عنه قال: أخبرنا الشیخ أبو علی الحسن بن الشیخ أبی جعفر محمد بن الحسن الطوسی رضی الله عنه، قال: أخبرنا الشیخ السعید الوالد أبو جعفر قدس الله روحه، قال: أخبرنی جماعة عن أبی محمد هارون بن موسى التلعكبری، قال:

أخبرنی أبوعلی محمد بن همام، قال: أخبرنا علی السوری قال: أخبرنا أبو محمد العلوی من ولد الأفطس ـ و كان من عباد الله الصالحین ـ قال: حدثنامحمد بن موسى الهمدانی، قال: حدثنا محمد بن خالد الطیالسی، قال: حدثنا سیف بن عمیرة و صالح بن عقبة جمیعا عن قیس بن سمعان عن علقمة بن محمد الحضرمی عن أبی جعفر محمد بن علی(الباقر)علیهما السلام."

2.قال السید إبن طاووس فی كتاب «الیقین»: قال أحمد بن محمد الطبری المعروف بالخلیلی فی كتابه «أخبرنی محمد بن أبی بكر بن عبد الرحمان، قال: حدثنی الحسن بن علی أبو محمد الدینوری، قال: حدثنا محمد بن موسى الهمدانی، قال: حدثنا محمد بن خالد الطیالسی، قال: حدثنا سیف بن عمیرة عن عقبة عن قیس بن سمعان عن علقمة بن محمد الحضرمی عن أبی جعفر محمد بن علی(الباقر) (ع).

روایت زید بن أرقم به سند زیر است:

"قال السید إبن طاووس فی كتاب «التحصین»: قال الحسن بن أحمد الجاوانی فی كتابه «نور الهدى و المنجی من الردى»: عن أبی المفضل محمد بن عبد الله الشیبانی، قال: أخبرنا أبو جعفر محمد بن جریر الطبری و هارون بن عیسى بن سكین البلدی، قالا: حدثنا حمید بن الربیع الخزاز، قال: حدثنا یزید بن هارون، قال: حدثنا نوح بن مبشر، قال: حدثنا الولید بن صالح عن إبن امرأة زید بن أرقم و عن زید بن أرقم."

روایت حذیفة بن الیمان به سند زیر است:

"قال السید إبن طاووس فی كتاب «الإقبال» قال مؤلف كتاب «النشر و الطی»: عن‏أحمد بن محمد بن علی المهلب: أخبرنا الشریف أبو القاسم علی بن محمد بن علی بن القاسم الشعرانی عن أبیه: حدثنا سلمة بن الفضل الأنصاری، عن أبی مریم عن قیس بن حیان (حنان) عن عطیة السعدی عن حذیفة بن الیمان.

پى‏نوشت ها:
1-بحار الأنوار،ج 37، ص 235.

2-بحار الأنوار،ج 37، ص 236.

3-الذریعة،ج 5، ص 101، شماره 418.

4-روضة الواعظین، ج 1، ص 89 .

5-الاحتجاج،ج 1، ص 66/ بحار الأنوار،ج 37، ص 201.

6-الیقین، ص 343، باب 127/ بحار الأنوار، ج 37 ص 218.

7-العدد القویة، 169.

8-التحصین، ص 578، باب 29 از قسم دوم.

9-الصراط المستقیم، ج 1، ص 301.

10-نهج الایمان(نسخه خطى كتابخانه امام هادى(ع)در مشهد)، ورقه 34ـ 26.

11-الاقبال، ص 454 و 456/ بحار الأنوار،ج 37، ص 127 و 131.

12-اثبات الهداة، ج 2، ص 114.

13-بحار الانوار، ج 397، ص 201.

14-كشف المهم، ص 190.

از كتاب اسرار غدیر، ص 90، محمد باقر انصارى




[ سه شنبه 24 آبان 1390  ] [ 8:32 PM ] [ یاسر جمالی ]
نظرات 0

 در غدیر چه می گذرد؟ سخنان عظیم ترین شخصیت عالم در معرفی جانشینان پس از خویش آغاز می شود. واژه واژه ی این سخنرانی را جبرئیل از سوی خداوند آورده است، این بار اما به گونه ای دیگر. پیامبر مهربان از خدا خواسته است تا از این مأموریت معاف شود، چرا که کم شماری پارسایان و کینه توزی منافقان را می داند .فرمان اما فرمان خداوندی است :

‎«ای محمد ...! اگر آنچه را ـ درباره ی علی و فرزندان او ـ بر تو فرود آمده است بیان نکنی ، پیامبری ات نا تمام است. پس فرمان را برسان که من خود از آسیبِ بَدان نگاه ات می دارم.»سوره ی مائده نگاه ژرف رسول خدا دشمنان را میخکوب می کند و آوای زیبایش طنین می افکند: «ای مردم ...! چه کسی از شما به شما سزاوارتر است؟» پاسخ می شنود : خدا و رسولش. آنگاه بازوی پسر عم خویش را بالا می برد و فیاد بر می آورد: «مَن کُنتُ مَولاهُ فَهذا عَلی مَولاهُ ، اَللَهُمَ والِ مَن والاهُ و عادِ من عاداهُ وانصُر مَن نَصَرَهُ و اخذُل مَن خَذَلَهُ» جانشینان من همه از نسل علی اند «... هان ای مردمان! نور از سوی خداوند تعالی در روان من جای گرفته است و سپس در جان علی بن ابی طالب. آنگاه در نسل او تا آن قیام کننده ی هدایت گر که حق خدا و ما را می ستاند. چرا که خدای عزوجل از جهانیان ، ما را بر گنه کاران و ستمگران حجت آورده است.» آنگاه که راه امامت ،از امیر مؤمنان علیه السلام تا قائم آل محمد عجل الله تعالی فرجه روشن می گردد و بر همگان حجت تمام می شود، راهی جز سرسپاری و اطاعت از حجج الهی نخواهد ماند. اراده ی حکیمانه ی خداوند در سخنان پرحکمت پیامبرش چه زیبا تحقق می یابد! همه مجذوب شیرینی گفتار رسول الله شده اند. آنجا که از امیر ایمانیان می گوید و آن هنگام که درباره ی به جای نهاده ی خداوندی سخن به میان می آورد. پیغام آور خدا ـ که درود بر او باد ـ سخن خویش را دنبال می کند: «... حتی ذره ای بغض علی و فرزندانش موجب لعنت خداست و مهر ایشان سبب رحمت و بخشایش حق . آنان که از فرمان من سر بتابند واز غیر علی پیروی کنند به کفر جاهلیت بر می گردند و در آتش جاودان اند. به راستی که رشکِ اهریمنِ افسونگر آدم را از بهشت بیرون راند.مباد که شما به علی حسد ورزید که کرده هایتان نابود و گام هایتان لغزان خواهد شد!» رسول خدا چنان آشکارا سخن می گوید که هیچ بهانه ای در کم توجهی به حق امیرعالم و هر گونه دلیلی در نادیده گرفتن حکم خداوند پذیرفته نباشد.البته او از آینده نیز نگران است. «ای مردمان ! بدانید که پس از من ، تنی چند ـ سرکردگان دوزخیان اند ـ حق برادرم را به ستم می گیرند. آنها امامت را به پادشاهی بدل و خلافت را از جایگاهش بیرون کنند . دور باد و خشم خداوند بر چپاولگران!» این التهاب پیامبر به قدری زیاد است که در جای جای این خطبه ی شریف ، پس از آنکه علی بن ابیطالب را جانشین بلافصل خود می خواند ، بلافاصله به توطئه های منافقان و مشرکان اشاره می کند و بر آنان لعنت می فرستد. آخرین امام: رخسار پیامبر برافروخته می شود و نگاه مهربانش آینده ی تاریخ را می نگرد . او از فرزندش ، مهدی امت سخن می گوید. انگار وقتی عالمیان به انسان ، اشرف مخلوقات ، می نازد و انسان به رسولان الهی می بالد و انبیاء به صاحب مقام خاتمیت ، رسول خدا به فرزندش حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه افتخار می کند : (( ألا إن خاتَم الأئِمَتهِ مِنا القائِمَ المَهدی )) آگاه باشید! همانا آخرین امام ، قائم مهدی از ماست. او بر تمامی ادیان چیره خواهد بود . آگاه باشید که او ولی خدا در زمین است و داور او در میان مردم و امانتدار آشکارا و نهان حق. (( پس بایسته است که این سخن را حاضران به غایبان و پدران به فرزندان تا برپایی رستاخیز برسانند. )) و فرمود : بالا ترین امر به معروف و نهی از منکر این است که سخنان امروز مرا بفهمید و به دیگران نیز بگویید. الحَمدُ لله الَذی جَعَلنا مِن المتمسکین بوِلایَه امیر المومِنین




[ سه شنبه 24 آبان 1390  ] [ 11:25 AM ] [ یاسر جمالی ]
نظرات 0

عنوان اصلىِ بیعت در غدیر عبارت بود از اقرار و قبولِ امامت امیرالمؤمنین علیه السلام و امامان از فرزندان او تا آخرینِ آنها که حضرت مهدى علیه السلام بوده و امامتشان تا روز قیامت است، با قبول تمام شئون و مقاماتى که درباره ى آنان در متنِ خطبه ذکر شده است.

پس موضوع اصلىِ بیعت غدیر فقط امامت و خلافتِ على بن ابى طالب علیه السلام نیست، بلکه ...

امامت همه ى ائمه علیهم السلام است که امامتشان تا روز قیامت ادامه دارد و قبل و بعد از ایشان امامى نیست و کسى جز آنها حق چنین ادعایى را ندارد. مردم که با على علیه السلام بیعت کردند، در واقع مستقیماً با همه ى امامان بیعت نمودند.
محتوای بیعت در غدیر
وعده هایى که مردم در غدیر پیرامون موضوع ولایت بر سر آنها بیعت کردند از این قرار است:

1. شنیدیم، پس کسى نخواهد گفت: 'من نشنیدم و متوجه نشدم'.

2. در مقام عمل اطاعت مى کنیم و سر تسلیم فرود مى آوریم.

3. در قلب و ضمیرمان به این مطلب راضى هستیم.

4. زندگى و مرگ و حشر و بعث ما بر این عقیده خواهد بود.

5. در این مطالب تغییر و تبدیل نمى دهیم.

6. در این مطالب شک به دل راه نمى دهیم.

7. این مطالب را در آینده انکار نمى کنیم و از قول خود برنمى گردیم، و پیمان و عهد خود را نمى شکنیم و به وعده ى خود وفا مى کنیم.

8. از قول تو، به نزدیکان و دوردستان از فرزندان و فامیل خود مى رسانیم.
ارزش و پشتوانه یبعت در غدیر
پیامبر صلى اللَّه علیه و آله در این مورد تأکید خاصى داشتند که این بیعت نه تنها از جانب خداوند دستور داده شده، بلکه در حکمِ بیعت با خود خداوند است. در این باره جملات زیر را فرمودند:

1. این بیعت از جانبِ خداوند و به امر اوست.

2. آنان که این بیعت را انجام مى دهند در واقع با خدا بیعت مى کنند.

3. من با خدا بیعت کرده ام و على هم با من بیعت کرده است.

4. با خداوند بیعت کنید، و با من و على و حسن و حسین و امامان بیعت کنید.

5. آنان که در بیعت نمودن با او از یکدیگر سبقت بگیرند رستگارانند و در باغهاى نعمت خواهند بود.

6. هرکس این بیعت را بشکند بر ضرر خود کار کرده، و هر کس به آنچه با خدا عهد کرده وفا کند خداوند به او اجر عظیم عنایت فرماید.
ضامنو شاهد بیعت در غدیر
هر عهد و پیمانى احتیاج به شاهد و ضامنى دارد تا در صورت انکار، به او مراجعه شود. پیامبر صلى اللَّه علیه و آله شاهد و گواهِ این بیعت را خداوند و خودش و ملائکه و بندگان صالح خدا تعیین کردند و فرمودند:

'بگوئید: خدا را بر این مطلب شاهد مى گیریم، و تو نیز بر ما شاهد هستى و هرکس که خدا را اطاعت مى کند و ملائکه ى خداوند و لشکر او و بندگانش را شاهد مى گیریم، و خداوند از هر شاهدى بالاتر است'.
کیفیت بیعت
پیداست که شکل عمومىِ بیعت همان دست دادن است، ولى این دست دادن در واقع حاکى از عهد بستن و تصمیم به وفادارىِ قلبى و نیز پیمان لسانى است.

در غدیر چند جهت وجود داشت که به خاطر آن قبل از بیعت با دست، بیعت لسانى که به شکل اقرار زبانى و به صورت گفتن بود انجام گرفت و حضرت متن گفتار را هم تعیین کردند. این جهات عبارتند از:

1. بیعت بادست احتیاج به تفسیر دارد، و باید قبلاً معلوم شود بر سر چه بیعت مى کنند. این اقرار لسانى در واقع مفسّر بیعت با دست بود که بعد از خطبه انجام شد.

2. ممکن بود عده اى پس از خطبه براى بیعت با دست حاضر نشوند و خود را از صحنه کنار بکشند و بعد بگویند: 'ما بیعت نکردیم'. لذا حضرت ابتدا به صورت لسانى بیعت گرفت و فرمود: 'هرکس توانست با دست بیعت مى کند و هر کس نتوانست با زبان اقرار کرده است'.

3. اگر متن و عبارات براى بیعت لسانى تعیین نمى شد ممکن بود هر یک از مردم طبق ذوق و سلیقه ى خود عباراتى را بکار برد که از نظر اعتبار رسمى و قانونى جاى سؤال و اشتباه باشد، و گذشته از هرج و مرج در واقع هر کس به مطلبى که مغایرتها و زیاده و نقیصه هایى با دیگران داشت اقرار کرده بود.

4. اگر متن تعیین نمى شد ممکن بود عده اى فتنه گر، عبارات خاصِ شبهه ناکى را آماده کنند و با آن زمینه ى سقوط ارزش این بیعت را آماده سازند.

5. به خاطر کثرت جمعیت و کمى وقت و مساعد نبودن شرایط توقف مردم، این احتمال قوى بود که عده اى واقعاً فرصت بیعت با دست را پیدا نکنند، و لذا مى بایست این بیعت لسانى انجام مى شد.

پس از روشن شدن این جهت، مى پردازیم به این نکته که پیامبر صلى اللَّه علیه و آله بیعت با دست و بیعت لسانى را به چه صورت انجام دادند:

الف: بیعت با دست چنین بود:

1. در اثناء خطبه متذکر شدند که پس از خطبه شما را به دست دادن به عنوان بیعت دعوت خواهم کرد.

2. دستور دادند تا مردم ابتدا با خود او "پیامبر صلى اللَّه علیه و آله" به عنوان اقرار به سخنانش در حق امامان علیهم السلام بیعت کنند، و سپس با شخص على بن ابى طالب علیه السلام بیعت نمایند.

3. این بیعت با دست را حاکى از بیعت با قلب و جان دانستند.

ب: بیعت لسانى را در پنج عبارت فرمودند:

1. همگى تان این متن را بگوئید: '......' که همان متن مفصل را حضرت برایشان تعیین فرمودند. [ به قسمت یازدهم از بخش ششم این کتاب مراجعه شود. ]

2. اى مردم، آنچه به شما گفتم تکرار کنید.

3. اى مردم، چه مى گوئید؟ خداوند اَصوات را مى شنود و از پنهانهاى نفسها خبر دارد. "کنایه از اینکه اگر چه اصوات به هم مخلوط است و از باطنها هم کسى خبر ندارد، ولى خداوند ناظر و شاهد است".

4. بگوئید سخنى را که خداوند به خاطر آن از شما راضى شود.

5. بگوئید: 'حمد و سپاس خداى را که ما را به این مطلب هدایت کرد، و اگر خداوند هدایت نکرده بود هدایت نمى یافتیم'.
نتیجه بیعت
اگر چه با وجود نص، نیازى به بیعت غدیر نبود، و مردم مثل سایر موارد منصوص اسلام، باید خلافت را هم مى پذیرفتند، ولى این بیعت عمومى به عنوان یک حق قانونى و اجتماعى نیز مطرح بود که در مقابل کار عمال سقیفه قرار مى گرفت. یعنى وقتى مى گفتند: در سقیفه ما با بیعت مردم خلافت ابوبکر را درست کردیم، در مقابلشان گفته مى شد: بیعت غدیر قبل از آن و با حضور جمیعتى بیشتر و با حضور شخص پیامبر صلى اللَّه علیه و آله و به ضمیمه ى نص الهى بوده است.

اضافه بر اینکه اهل سقیفه در مراحل مختلف کارشان متوسل به انواع مختلف بیعت شدند. بیعت ابوبکر که فلتة بود و با عدّه ى قلیلى و بدون مشورت انجام شد و هیچ افضلیتى هم مطرح نبود. بیعت عمر با سفارش ابوبکر و تعیین او بود. بیعت عثمان هم با تعیین شوراى فرمایشى عمر بود. ولى بیعت امیرالمؤمنین علیه السلام انتخاب افضل بود، که این افضلیت به نص رسول صلى اللَّه علیه و آله بود، گذشته از آنکه نص انتصابى آن حضرت نیز بود و بیعت به عنوان اقرار گرفتن و قبول آنچه حضرت مى خواست بود تا اگر کسى بیعت دیگرى را پذیرفت معلوم باشد که قبلاً بیعت غدیر را گردن نهاده بوده است.




[ سه شنبه 24 آبان 1390  ] [ 11:25 AM ] [ یاسر جمالی ]
نظرات 0

عنوان اصلىِ بیعت در غدیر عبارت بود از اقرار و قبولِ امامت امیرالمؤمنین علیه السلام و امامان از فرزندان او تا آخرینِ آنها که حضرت مهدى علیه السلام بوده و امامتشان تا روز قیامت است، با قبول تمام شئون و مقاماتى که درباره ى آنان در متنِ خطبه ذکر شده است.

پس موضوع اصلىِ بیعت غدیر فقط امامت و خلافتِ على بن ابى طالب علیه السلام نیست، بلکه ...

امامت همه ى ائمه علیهم السلام است که امامتشان تا روز قیامت ادامه دارد و قبل و بعد از ایشان امامى نیست و کسى جز آنها حق چنین ادعایى را ندارد. مردم که با على علیه السلام بیعت کردند، در واقع مستقیماً با همه ى امامان بیعت نمودند.
محتوای بیعت در غدیر
وعده هایى که مردم در غدیر پیرامون موضوع ولایت بر سر آنها بیعت کردند از این قرار است:

1. شنیدیم، پس کسى نخواهد گفت: 'من نشنیدم و متوجه نشدم'.

2. در مقام عمل اطاعت مى کنیم و سر تسلیم فرود مى آوریم.

3. در قلب و ضمیرمان به این مطلب راضى هستیم.

4. زندگى و مرگ و حشر و بعث ما بر این عقیده خواهد بود.

5. در این مطالب تغییر و تبدیل نمى دهیم.

6. در این مطالب شک به دل راه نمى دهیم.

7. این مطالب را در آینده انکار نمى کنیم و از قول خود برنمى گردیم، و پیمان و عهد خود را نمى شکنیم و به وعده ى خود وفا مى کنیم.

8. از قول تو، به نزدیکان و دوردستان از فرزندان و فامیل خود مى رسانیم.
ارزش و پشتوانه یبعت در غدیر
پیامبر صلى اللَّه علیه و آله در این مورد تأکید خاصى داشتند که این بیعت نه تنها از جانب خداوند دستور داده شده، بلکه در حکمِ بیعت با خود خداوند است. در این باره جملات زیر را فرمودند:

1. این بیعت از جانبِ خداوند و به امر اوست.

2. آنان که این بیعت را انجام مى دهند در واقع با خدا بیعت مى کنند.

3. من با خدا بیعت کرده ام و على هم با من بیعت کرده است.

4. با خداوند بیعت کنید، و با من و على و حسن و حسین و امامان بیعت کنید.

5. آنان که در بیعت نمودن با او از یکدیگر سبقت بگیرند رستگارانند و در باغهاى نعمت خواهند بود.

6. هرکس این بیعت را بشکند بر ضرر خود کار کرده، و هر کس به آنچه با خدا عهد کرده وفا کند خداوند به او اجر عظیم عنایت فرماید.
ضامنو شاهد بیعت در غدیر
هر عهد و پیمانى احتیاج به شاهد و ضامنى دارد تا در صورت انکار، به او مراجعه شود. پیامبر صلى اللَّه علیه و آله شاهد و گواهِ این بیعت را خداوند و خودش و ملائکه و بندگان صالح خدا تعیین کردند و فرمودند:

'بگوئید: خدا را بر این مطلب شاهد مى گیریم، و تو نیز بر ما شاهد هستى و هرکس که خدا را اطاعت مى کند و ملائکه ى خداوند و لشکر او و بندگانش را شاهد مى گیریم، و خداوند از هر شاهدى بالاتر است'.
کیفیت بیعت
پیداست که شکل عمومىِ بیعت همان دست دادن است، ولى این دست دادن در واقع حاکى از عهد بستن و تصمیم به وفادارىِ قلبى و نیز پیمان لسانى است.

در غدیر چند جهت وجود داشت که به خاطر آن قبل از بیعت با دست، بیعت لسانى که به شکل اقرار زبانى و به صورت گفتن بود انجام گرفت و حضرت متن گفتار را هم تعیین کردند. این جهات عبارتند از:

1. بیعت بادست احتیاج به تفسیر دارد، و باید قبلاً معلوم شود بر سر چه بیعت مى کنند. این اقرار لسانى در واقع مفسّر بیعت با دست بود که بعد از خطبه انجام شد.

2. ممکن بود عده اى پس از خطبه براى بیعت با دست حاضر نشوند و خود را از صحنه کنار بکشند و بعد بگویند: 'ما بیعت نکردیم'. لذا حضرت ابتدا به صورت لسانى بیعت گرفت و فرمود: 'هرکس توانست با دست بیعت مى کند و هر کس نتوانست با زبان اقرار کرده است'.

3. اگر متن و عبارات براى بیعت لسانى تعیین نمى شد ممکن بود هر یک از مردم طبق ذوق و سلیقه ى خود عباراتى را بکار برد که از نظر اعتبار رسمى و قانونى جاى سؤال و اشتباه باشد، و گذشته از هرج و مرج در واقع هر کس به مطلبى که مغایرتها و زیاده و نقیصه هایى با دیگران داشت اقرار کرده بود.

4. اگر متن تعیین نمى شد ممکن بود عده اى فتنه گر، عبارات خاصِ شبهه ناکى را آماده کنند و با آن زمینه ى سقوط ارزش این بیعت را آماده سازند.

5. به خاطر کثرت جمعیت و کمى وقت و مساعد نبودن شرایط توقف مردم، این احتمال قوى بود که عده اى واقعاً فرصت بیعت با دست را پیدا نکنند، و لذا مى بایست این بیعت لسانى انجام مى شد.

پس از روشن شدن این جهت، مى پردازیم به این نکته که پیامبر صلى اللَّه علیه و آله بیعت با دست و بیعت لسانى را به چه صورت انجام دادند:

الف: بیعت با دست چنین بود:

1. در اثناء خطبه متذکر شدند که پس از خطبه شما را به دست دادن به عنوان بیعت دعوت خواهم کرد.

2. دستور دادند تا مردم ابتدا با خود او "پیامبر صلى اللَّه علیه و آله" به عنوان اقرار به سخنانش در حق امامان علیهم السلام بیعت کنند، و سپس با شخص على بن ابى طالب علیه السلام بیعت نمایند.

3. این بیعت با دست را حاکى از بیعت با قلب و جان دانستند.

ب: بیعت لسانى را در پنج عبارت فرمودند:

1. همگى تان این متن را بگوئید: '......' که همان متن مفصل را حضرت برایشان تعیین فرمودند. [ به قسمت یازدهم از بخش ششم این کتاب مراجعه شود. ]

2. اى مردم، آنچه به شما گفتم تکرار کنید.

3. اى مردم، چه مى گوئید؟ خداوند اَصوات را مى شنود و از پنهانهاى نفسها خبر دارد. "کنایه از اینکه اگر چه اصوات به هم مخلوط است و از باطنها هم کسى خبر ندارد، ولى خداوند ناظر و شاهد است".

4. بگوئید سخنى را که خداوند به خاطر آن از شما راضى شود.

5. بگوئید: 'حمد و سپاس خداى را که ما را به این مطلب هدایت کرد، و اگر خداوند هدایت نکرده بود هدایت نمى یافتیم'.
نتیجه بیعت
اگر چه با وجود نص، نیازى به بیعت غدیر نبود، و مردم مثل سایر موارد منصوص اسلام، باید خلافت را هم مى پذیرفتند، ولى این بیعت عمومى به عنوان یک حق قانونى و اجتماعى نیز مطرح بود که در مقابل کار عمال سقیفه قرار مى گرفت. یعنى وقتى مى گفتند: در سقیفه ما با بیعت مردم خلافت ابوبکر را درست کردیم، در مقابلشان گفته مى شد: بیعت غدیر قبل از آن و با حضور جمیعتى بیشتر و با حضور شخص پیامبر صلى اللَّه علیه و آله و به ضمیمه ى نص الهى بوده است.

اضافه بر اینکه اهل سقیفه در مراحل مختلف کارشان متوسل به انواع مختلف بیعت شدند. بیعت ابوبکر که فلتة بود و با عدّه ى قلیلى و بدون مشورت انجام شد و هیچ افضلیتى هم مطرح نبود. بیعت عمر با سفارش ابوبکر و تعیین او بود. بیعت عثمان هم با تعیین شوراى فرمایشى عمر بود. ولى بیعت امیرالمؤمنین علیه السلام انتخاب افضل بود، که این افضلیت به نص رسول صلى اللَّه علیه و آله بود، گذشته از آنکه نص انتصابى آن حضرت نیز بود و بیعت به عنوان اقرار گرفتن و قبول آنچه حضرت مى خواست بود تا اگر کسى بیعت دیگرى را پذیرفت معلوم باشد که قبلاً بیعت غدیر را گردن نهاده بوده است.




[ سه شنبه 24 آبان 1390  ] [ 11:25 AM ] [ یاسر جمالی ]
نظرات 0

آسمان، سرپناه مولا بود
و زمين، كارگاه مولا بود

عاشقي، پابه‌پاي او مي‌رفت
چشم نرگس، نگاه مولا بود

هرچه مي‌كرد، دلبري مي‌كرد
مهرباني، سپاه مولا بود

عدل و آزادگي، كه گم مي‌شد
چشم مردم، به راه مولا بود

روز، هر چيز داشت؛ از او داشت
و شبان، شاهراه مولا بود

روز و شب را، به كار، وا مي‌داشت:
اين، سپيد و سياه مولا بود!
آب، از الغدير، برمي‌داشت
مَشربي، كه گواه مولا بود

كوفه، هرچند هم، كه بد مي‌كرد
باز هم، در پناه مولا بود!

پدر خاك بود و، خاكي بود
بي‌گناهي، گناهِ مولا بود!

ابوالقاسم حسينجاني




[ سه شنبه 24 آبان 1390  ] [ 11:24 AM ] [ یاسر جمالی ]
نظرات 0

صداي كيست چنين دلپذير مي‌آيد؟
كدام چشمه به اين گرمسير مي‌آيد؟

صداي كيست كه اين گونه روشن و گيراست؟
كه بود و كيست كه از اين مسير مي‌آيد؟

چه گفته است مگر جبرييل با احمد؟
صداي كاتب و كلك دبير مي‌آيد

خبر به روشني روز در فضا پيچيد
خبر دهيد:‌كسي دستگير مي‌آيد

كسي بزرگ‌تر از آسمان و هر چه در اوست
به دست‌گيري طفل صغير مي‌آيد

علي به جاي محمد به انتخاب خدا
خبر دهيد: بشيري به نذير مي‌آيد

كسي كه به سختي سوهان، به سختي صخره
كسي كه به نرمي موج حرير مي‌آيد

كسي كه مثل كسي نيست، مثل او تنهاست
كسي شبيه خودش، بي‌نظير مي‌آيد

خبر دهيد كه: دريا به چشمه خواهد ريخت
خر دهيد به ياران: غدير مي‌آيد

به سالكان طريق شرافت و شمشير
خبر دهيد كه از راه، پير مي‌آيد

خبر دهيد به ياران:‌دوباره از بيشه
صداي زنده يك شرزه شير مي‌آيد

خم غدير به دوش از كرانه‌ها، مردي
به آبياري خاك كوير مي‌آيد

كسي دوباره به پاي يتيم مي‌سوزد
كسي دوباره سراغ فقير مي‌ايد

كسي حماسه‌تر از اين حماسه‌هاي سبك
كسي كه مرگ به چشمش حقير مي‌آيد

غدير آمد و من خواب ديده‌ام ديشب
كسي سراغ من گوشه گير مي‌آيد

كسي به كلبه شاعر، به كلبه درويش
به ديده بوسي عيد غدير مي‌آيد

شبيه چشمه كسي جاري و تبپنده، كسي
شبيه آينه روشن ضمير مي‌آيد

علي (ع) هميشه بزرگ است در تمام فصول
امير عشق هميشه امير مي‌آيد

به سربلندي او هر كه معترف نشود
به هر كجا كه رود سر به زير مي‌آيد

شبيه آيه قرآن نمي‌توان آورد
كجا شبيه به اين مرد، گير مي‌آيد؟

مگر نديده‌اي آن اتفاق روشن را؟
به اين محله خبرها چه دير مي‌آيد!

بيا كه منكر مولا اگر چه آزاد است
به عرصه گاه قيامت اسير مي‌آيد

بيا كه منكر مولا اگر چه پخته، ولي
هنوز از دهنش بوي شير مي‌آيد

علي هميشه بزرگ است در تمام فصول
امير عشق هميشه امير مي‌آيد...

مرتضي اميري اسفندقه




[ سه شنبه 24 آبان 1390  ] [ 11:22 AM ] [ یاسر جمالی ]
نظرات 0

قسم به جان تو اي عشق اي تمامي هست
كه هست هستي ما از خم غدير تو مست

در آن خجسته غدير تو ديد دشمن و دوست
كه آفتاب برد آفتاب بر سر دست

نشان از گوهر آدم نداشت هر كه نبود
به خمسراي ولايت خراب و باده پرست

به باغ خانه تو كوثري بهشتي بود
كه بر ولاي تو دل بسته بود صبح الست

در آن ميانه كه مستي كمال هستي بود
به دور سرمدي‌ات هر كه مست شد پيوست

بساط دوزخيان زمين ز خشم تو سوخت
چو در سپاه ستم برق ذوالفقار تو جست

هنوز اشك تو بر گونه زمان جاري‌ست
ز بس كه آه يتيمان، دل كريم تو خست

ز حجم غربت تو مي‌گريست در خود چاه
از آن به چشمه چشمش هميشه آبي هست

هنوز كوفه كند مويه از غريبي تو
زمانه از غم تنهايي‌ات به گريه نشست

دمي كه خون تو محراب مهر رنگين كرد
دل تمامي آيينه‌ها ز غصه شكست

نصرالله مردانی




[ سه شنبه 24 آبان 1390  ] [ 11:22 AM ] [ یاسر جمالی ]
نظرات 0

چون وجود مقدس ازلي
شاهد دلرباي لم يزلي

وقت پيمان گرفتن از ذرات
با صدايي رسا و بانگ جلي

«اولست بربكم» فرمود
پاسخ آمد از هر طرف كه: بلي

تا بسنجد عيارشان، افرودخت
آتشي در كمال مشتعلي

داد فرمان، روند در آتش
تا جدا گردد اصلي از بدلي

فرقه‌يي ز امر حق تمرد كرد
گشت مطرود حق ز پر حيلي

با شقاوت قرين و مد شد
شد پريشان ز فرط منفعلي

فرقه ديگري در آتش رفت
ز امر يزدان قادر ازلي

نادر شد بهرشان چو خلد برين
كه بود اين سزاي خوش عملي

با سعادت قرين شد و همدم
گشت مقبول حق ز بي خللي

بهر اين فرقه حق عيان فرمود
جلوات نبي و نور ولي

كه منم نور احمد مختار
مهر من نيست غير مهر علي

ناگهان شد عيان در آن وادي
نور مولا علي ز بي حللي

چون به خود آمدند، مي‌گفتند
در حضور خداي لم يزلي

كه: علي دست قادر ازلي‌ست
رشته ما سوا به دست علي‌ست

محمد علی مجاهدی




[ سه شنبه 24 آبان 1390  ] [ 11:21 AM ] [ یاسر جمالی ]
نظرات 0

اي علي، اي ارتفاعت تا خدا
بي نهايت، بيكران، بي‌انتها

اي علي، اي همسر بانوي اب
جلوه حق، اسم اعظم، نور ناب

اي علي اي خوب، اي تنهاترين
اي ملايك با نگاهت همنشين

اي علي، اي آفتاب حق سرشت
اي قسيم روشني‌هاي بهشت

اي فراتر از تصور، ازخيال
بحر عرفان، آفتاب بي‌زوال

اي تو خورشيد نهان در زير ابر
كوه علم و كوه حلم و كوه صبر

چون تو مردي نيست در اين روزگار
هيچ تيغي نيز، همچون ذوالفقار

جان ما را كن ز عشقت منجلي
اي فدايت جان عالم، يا علي

كاش مي‌كرديم بيعت تا بهار
مي‌شكفتيم از كرامات علي

در بهارستان او گل مي‌شديم
زائر آواز بلبل مي‌شديم

از غدير خم، سبويي مي‌زديم
در صراط عشق، هويي مي‌زديم

زائر كوي تولا مي‌شديم
جرعه نوش عشق مولا مي‌شديم

با نزول سوره سبز غدير
باز مي‌كرديم، بيعت با امير

با علي، آيينه‌دار سرنوشت
وارث بوي خدا، بوي بهشت

شد غدير خم، هلا، اي عاشقان!
مي‌وزد عطر علي از آسمان

چيست تفسير غدير خم؟ علي
عشق را، مولا، عدالت را، ولي

چيست تفسير غدير خم؟ ولا
رستخيز عشق، بيعت با خدا

چيست تفسير غدير خم؟ حريم
رو به روي ما، صراط مستقيم

چيست تفسير غدير خم؟ اميد
مژده رحمت به امت، بوي عيد

چيست آيا اين غدير خم؟ سحر
صبح صادق، نور لبخند ظفر

چيست آيا...؟‌ساقي و ساغر، شراب
اتشي در جان هستي، عشق ناب

چيست آيا... ؟ خنده فتح المبين
روز اكمال رسالت، عيد دين

چيست آيا...؟ سيب سرخي ناگهان
سهم ما از عشق، آري عاشقان

در غدير خم خدا شد منجلي
در دل خورشيدي مولا علي

چيره شد فرمانرواي آفتاب
گشت سهم آفرينش، نور ناب

عشق باريد و زمين آيينه شد
مهرباني وارد هر سينه شد

خاك را بوي نجيب گل گرفت
عالم هستي، تب بلبل گرفت

آسمان شد با زمين همسايه باز
شد زمين مهمانسراي اهل راز

چشم‌ها با نور همبستر شدند
قلب‌ها با هم صميمي‌تر شدند

قبله توحيد، آن جان جهان
روح ايمان ، خاتم پيغمبران

در غديرستان خم، اعجاز كرد
راز معصوم خدا را باز كرد

گفت پيغمبر: ‌علي نور خداست
بعد من، او پيشوا و مقتداست

اي شمايان! امت سبز زمين
در ميان خلق عالم، بهترين

حرف حق اين است و در آن شبهه نيست
هم علي حق است و هم حق با علي‌ست

عشق را در قلب خود دعوت كنيد
با علي،‌نور خدا، بيعت كنيد

اين حقيقت از كسي مستور نيست
جانشين نور، غير از نور نيست

در غدير خم ولايت شد قبول
برد بالا دست مولا را رسول

رفت بالا دست خورشيد غدير
شد امام و متداي ما، امير

عشق، بيعت كرد با نور خدا
شد عدالت، سرور و مولاي ما

نور احمد، برگرفت از رخ نقاب
«آفتاب آمد، دليل آفتاب»

زين بشارت، آسمان خنديد مست
نور باريد و طلسم شب شكست

شد جهان، آيينه باران علي
عالم هستي، چراغان علي

جون علي،‌ آيينه عدل است و داد
دست در دست علي بايد نهاد

چون علي، نور خداي سرمد است
بيعت ما با علي، با احمدست

شد ز عشق حق، وجودش صيقلي
هر كه بيعت كرد، با نور علي

باز دل در كوي مستي گم شده
عالم هستي، غدير خم شده

باز هم مستيم، از جام غدير
باده مي‌نوشيم با نام امير

باز فصل شور و شيدايي شده
در زمين از عشق، غوغايي شده

آمده عيد ولايت، عاشقان
روز اكمال رسالت، عاشقان

در غدير خم، بيا كامل شويم
«ياعلي» گوييم و صاحبدل شويم

«ياعلي» گوييم تا بالا شويم
قطره‌ها، اي قطره‌ها دريا شويم

با علي،‌ نور خدا، بيعت كنيم
عشق را در قلب خود، دعوت كنيم

با علي، هم عهد و هم پيمان شويم
هم زبان و هم دل قرآن شويم

با علي، قرآن ناطق، بوتراب
سوره عصمت، امام آفتاب

چون كه احمد گفت: ‌او نور جلي‌ست
بعد من، اي عاشقان! مولا، علي‌ست
رضا اسماعیلی




[ سه شنبه 24 آبان 1390  ] [ 11:21 AM ] [ یاسر جمالی ]
نظرات 0

السلام اي غدير! مَهبَط عشق!
مقصد دولت مسلّط عشق!

السلام اي غدير! مقصد يار!
وي گل‌افشان ز موج‌موج بهار!

چه بهاري توراست؟ كز خُم تو
مست عشقيم در تلاطم تو؟

تشنگان ولايتيم همه
عطش بي‌نهايتيم همه

لب خشكم ارگ ترَك خورده‌ست
غيرتم بارها محك خورده‌ست

قصه اهل كوفه بودن چيست؟
مست آب و علوفه بودن چيست؟

لب، اگر تر كند علي (ع)، تيغيم
حنجرِ عارفانه تبليغيم

از ولايت هر آن كه دم نزند
نفس از بام صبحدم نزند

عشق را وقت استماع رسيد
وحي در «حجة‌الوداع» رسيد

ما علي (ع) را گرفته‌ايم هنوز
تا نبي (ص) را چو خويش، گُم نكنيم
از سبو مي‌ زديم تا ديگر
جام را در شراب خُم نكنيم

ورنه «مروان»، «معاويه»، «هارون»
همگي از نبي (ص) سخن گويند
من، ولي، دستِ آن كسان بوسم
كز نبي (ص) زينبي (س) سخن گويند

غير آل علي (ع) كه مي‌داند؟
دين احمد، به تيغ، پابرجاست
حقِّ بدعت‌گذار، شمشير است
جايِ احساس و عشق، ديگر جاست

«ابن ملجم» نكشت، مولا را
مرگ، طاقت نداشت پيش علي (ع)
همه گفتند: امام را كشتند
ليك زنده است تا هميشه علي (ع)

لفط بر لفظ، من نمي‌بافم
هر طرف بنگرم، علي (ع) بينم
نه در آن كوچه يا در اين خانه
هركجا بگذرم، علي (ع) بينم

اوست نوري زلامكان و زمان
كه جهان در شعاع‌هاش، گُم است
گر به دنبال ديدن اويي
عكسش افتاده در «غدير خُ«» است

شيعه، سني‌ترين مذهب‌هاست
زان كه سنت، ملاك هر شيعه‌ست
زين سبب هركه اهل سنت شد
دم ز حيدر زند، اگر شيعه‌ست

سني و شيعه را اگر فرقي‌ست
اندك است آن چنان كه دشنه و تيغ
هر دو در قلب خصم، خواهد شد
تا كه خورشيد، سرزند زستيغ

آفتاب، آفتابِ اسلام است
بر سرِ ي، سرِ حسين (ع) ببين
دين، به تيغ دو تيغه، مديون است
«خيبر» و «خندق» و «حنين» بين

ذوالفقارِ ستيز! مولا
كوفيانه را به قعرِ گور فرست
جوشِ رجّاله‌هاست از شش سو
سيصد و سيزده غيور فرست

همرهانم! برادران! ديري‌ست
دشمنان، در كمين ما هستند
نه به دنبال، شوكت مايند
در پي مسخ دين ما هستند

بين‌ ما، تا شكاف اندازند
فرقه‌ها ساختند، بيهوده
اشتراكات را نهان كردند
چون چراغي كه مي‌زند دوده

روشنايي بجو، كه تاريكي
تيه گمراهي است باور كن
مصطفي، آن كه ماه كامل ماست
هم ستاره علي‌ست، آري چون،

علي (ع) آيينه خداوند است
عشق از او، انعكاس مي‌يابد
نور، بر گِرِد قامتش پيچد
ماهِ من، ناشناس مي‌تابد

ياد كن خلوتِ فقيران را
در شبِ سرِ يثرب و كوفه
گريه‌ها، گريه‌هاي مولاوار
رازها، رازهاي مكشوفه

پرده برداشت حيدر از اسرار
هرچه بود و نبود، با من گفت
غصه‌ها را و زخم‌ها را سرخ
دردها را كبود، با من گفت

بعد از آن صحبت غريبانه
اسمان را بنفش، مي‌بنيم
آخرين مرد، خواهد آمد و من
آسب و تيغ و درفش، مي‌بينم

آخرين مرد، آخرين اميد
آخرين حامي ولايت حق
آخرين گردبادِ نوراني
انتشار عدالت مطلق

نادر بختیاری




[ سه شنبه 24 آبان 1390  ] [ 11:15 AM ] [ یاسر جمالی ]
نظرات 0

واقعۀ آسمانی و بسیار پر اهمیت غدیر از جهات گوناگون و ابعاد مختلفی قابل بررسی و تأمل است. اما به نظر می‌رسد آنچه مقدم بر همۀ ابعاد باید مورد توجه قرار بگیرد، آن است که غدیر قبل از آنکه محلّی برای اعلام ولایت و وصایت امیرالمؤمنین (علیه السلام) باشد، محلی برای تجلی ولایت اعظم رسول خدا (صلی الله علیه و آله) بود. به عبارتی دیگر غدیر مهم‌ترین موقعِ محکِ اطاعت پذیری مردم، نسبت به ولایت پیامبر (صلی الله علیه و آله) بود، تا پذیرش ولایت علی ابن ابی‌طالب (علیه السلام).

اگر بخواهیم در غدیر به غربت وصی پیامبر (صلی الله علیه و آله) نگاه کنیم، باید پیش از آن به غربت خود پیامبر (صلی الله علیه و آله) بنگریم. غربتی که ناشی از نتیجۀ آن امتحان بزرگ بود. در واقع باید بگوییم غدیر اساساً زمان اوج غربت ولایت پیامبر (صلی الله علیه و آله) بود، قبل از آن‌که آغاز غریبی امیرالمؤمنین (علیه السلام) باشد.

مهمترین سند این سخن همان کلام محوری رسول خدا (صلی الله علیه و آله) در سخنرانی غدیر است که فرمود: « مَن کُنتُ مُولاهُ فهذا عَلیٌّ مُولاه » ابتدا بر ولایت خود تأکید می‌فرماید و سپس به ولایت علی (علیه السلام) تصریح می‌کند. لازمۀ این معنا آن است که: هر که ولایت رسول خدا (صلی الله علیه و آله) را نپذیرفته باشد، طبیعتاً ولایت علی (علیه السلام) را هم نخواهد پذیرفت.

با کلمۀ « مَن کُنتُ مولاه » در واقع ابتدا رسول‌خدا (صلی الله علیه و آله) از مردم پرسیدند، چه کسی مرا به مولایی قبول دارد؟ چه کسی است که بر شما از خودتان به خودتان حق دارتر است؟ اولا دعوا بر سر همین موضوع بود و اتّفاقاً بر سر همین موضوع هم باقی ماند، یعنی ولایت رسول‌خدا (صلی الله علیه و آله).

خدای متعال به جای آنکه خود با آیه‌ای در قرآن به معرفی صریح ولایت و وصایت امیرالمؤمنین (علیه السلام) بپردازد، کار معرفی علی (علیه السلام) را به پیامبرش (صلی الله علیه و آله) واگذار می‌کند. درست است که پیامبر (صلی الله علیه و آله) آنچه را بر زبان جاری می‌کند همه به دستور خداوند متعال است. چرا که فرمود: « ما یَنطِقُ عَنِ الهَوی اِن هُوَ وَحیٌ یُوحی». امّا گاهی اوامر خدا صریحا و مستقیما در آیات قرآن آمده است و پیامبر (صلی الله علیه و آله) آن را برای مردم قرائت می‌کند و در نهایت آن را شرح می‌دهد، و گاهی اوامر الهی باید از طریق بیان مبارک رسول‌الله (صلی الله علیه و آله) به مردم برسد؛ و مردم از او بشنوند مانند آن‌چه در جزئیات بعضی از احکام، و مصادیق برخی دیگر از اوامر الهی این‌‌چنین عمل می‌شد. و مردم هم عموماً با چنین رویه‌ای آشنا بودند.

در واقع خداوند به رسول خود اینگونه دستور داده است که چون بر مردم واجب است که امر تو را اطاعت کنند و چون اطاعت امر تو همان اطاعت امر من است، پس تو به آنها امر کن که ولایت علی ابن ابیطالب (علیه السلام) را بپذیرند. خداوند متعال خواسته است حکم ولایت و وصایت امیرالمؤمنین از زبان پیامبر (صلی الله علیه و آله) به مردم برسد. این شیوۀ ابلاغ، با توجه به همۀ حساسیت‌هایی که دربارۀ این موضوع وجود داشت، زمینۀ امتحان بزرگ مردم دربارۀ میزان تبعیت از فرمان رسول خدا (صلی الله علیه و آله) شد.

اما حکمت این‌که چرا خداوند اساسا معارف و احکام دین خود را دو قسمتی کرده است، بخشی از آن‌ها را خود صریحاً در کتاب مقدس بیان می‌کند و بخشی از آن‌ها را به عهدۀ پیامبر خود می‌گذارد، و او باید به بیان و انشاء آنها بپردازد، موضوع بسیار مهم و قابل تأملی است که باید در جای خود مورد بررسی قرار بگیرد. و بعد، این که چرا اعلام وصایت و امامت علی (علیه السلام) در آن بخش قرار گرفته است که پیامبر باید رأساً آن را به مردم ابلاغ کند خود موضوع قابل توجه دیگری است که در بردارندۀ رازها و رمزهای بیشماری است و نباید از آن گذشت؛ و در مجال دیگری باید به آن پرداخت.

پس عید غدیر روز ولایت دو امام است. یکی امامت و ولایت اعظم نبیّ مکرم اسلام (صلی الله علیه و آله) که در اوج خود به منصۀ ظهور رسید؛ و دیگری امامت امیرالمؤمنین (علیه السلام) که به همۀ مردم اعلام شد. در حقیقت ما عید غدیر را به دو دلیل جشن می‌گیریم. یکی عالی‌ترین تجلی ولایت رسول‌الله(صلی الله علیه و آله) و دیگری فراگیرترین اعلام رسمی ولایت علی ولی‌الله (علیه السلام).

 

ولایت رسول الله اعظم (صلی الله علیه و آله)

ممکن است تعبیر ولایت رسول‌خدا (صلی الله علیه و آله) تا حدودی ناآشنا به نظر برسد. چون معمولاً مفهوم ولایت برای مؤمنان، یادآور معنای ولایت امامان معصوم (علیه السلام) است. ولی می‌دانیم پیامبران الهی عموماً و خاتم النبیین خصوصاً از مقام امامت هم برخوردار بوده‌اند. آنجا که خداوند متعال می‌فرماید: « مَا اَرسَلنَا مِن رَسُولٍ اِلّا لِیُطاعَ بِاِذنِ اللهِ » اشاره به همین مقام ولایت دارد. و وقتی بارها به اطاعت آخرین رسولش در کنار اطاعت خودش امر می‌کند و می‌فرماید « اَطیعُوا اللهَ وَ اَطِیعُوا الرَّسُولَ » به ولایت رسول‌الله (صلی الله علیه و آله) مستقلا تصریح دارد.

همچنانکه پیامبر گرامی (صلی الله علیه و آله) نیز قبل از بیان حکم ولایت علی ابن ابی طالب (علیه السلام)، به امر ولایت خود تصریح فرمودند: «یَا أَیُّهَا النَّاسُ مَنْ وَلِیُّکُمْ وَ أَوْلَى بِکُمْ مِنْ أَنْفُسِکُمْ فَقَالُوا اللَّهُ وَ رَسُولُهُ فَقَالَ مَنْ کُنْتُ مَوْلَاهُ فَعَلِیٌّ مَوْلَاهُ اللَّهُمَّ وَالِ مَنْ وَالَاهُ وَ عَادِ مَنْ عَادَاهُ ثَلَاثَ مَرَّاتٍ ...»

معنای ولایت رسول‌خدا (صلی الله علیه و آله) این است که او می‌تواند به ما فرمان بدهد. و لزوم تبعیت از فرمان او برای ما در به اندازۀ ضرورت اطاعت از خداوند متعال است. او صاحب اختیار ماست و ادارۀ امور زندگی ما آحاد امت او در اختیار او قرار داده شده است. پس او می‌تواند برای بعد از خود امامی منصوب نماید حتی اگر خدا صریحا به او نفرموده باشد این کار را انجام بده و یا چه کسی را منصوب کن. اگر چه در واقعۀ غدیر آنچه اعلام شد طبق دستور مؤکد و مشخص خداوند متعال بود و این مطلب را بارها پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله) تصریح فرمودند.

 

تأکید قرآن بر ولایت پیامبر است یا جانشینان او؟

سبب شهرت این آیۀ کریمۀ قرآن «یا اَیُّّهَا الَّذینَ ءامَنُوا اَطیعُوا اللهَ وَ أَطیعُوا الرَّسُولَ وَ اُولِی الاَمرِ مِنکُم» در بین مؤمنان به ولایت امامان معصوم (علیه السلام)، بیشتر وجود لفظ « اُولی الأمر» است؛ و توجه ما بیشتر معطوف به دلالت آیه بر ولایت اولی‌الامر و تعیین مصداق آن در کلمات رسول خدا (صلی الله علیه و آله) است؛ که در جای خود امر لازمی است. اما ذیل این کریمه باید پیش از پرداختن به لزوم اطاعت از اولی الامر، به اطاعت از رسول خدا (صلی الله علیه و آله) توجه شود.

در این آیۀ قرآن کلمۀ « أَطِیعُوا» دو بار تکرار شده؛ یک بار پیش ازکلمۀ مقدس « الله» و بار دیگر پیش از کلمۀ مبارک « الرَّسُول». با اینکه ممکن بود با یکبار گفتن «اطیعوا» کلمۀ رسول را به خدا عطف نمود. همچنانکه در جملۀ بعدی کلمۀ اولی‌الامر به رسول عطف شده است. و حتی ممکن بود هر سه کلمه پس از یکبار اطیعوا پشت سرهم بیایند و بر یکدیگر عطف شوند.

اما اینکه یک بار فرموده است که از خدا اطاعت کنید و دوباره فرموده است از رسول اطاعت کنید، نشانۀ تأکید ویژۀ خداوند متعال بر اطاعت رسول است. و نشان می‌دهد اطاعت رسول خدا (صلی الله علیه و آله) آنچنان هم در میان مردم بی‌مسئله نیست.

گویا خداوند متعال به مردم می‌گوید؛ رسول من حرفهایی برای شما دارد که صریحا در قرآن کریم نیامده است و مستقیما امر من محسوب نمی‌شود اما از آنجا که او از روی هوا حرف نمی‌زند بلکه هر سخنی می‌گوید عین وحی است « مَا یَنطِقُ عَنِ الهَوَی، إن هُوَ اِلّا وَحیٌ یوُحَی» اوامر او مانند اوامر من واجب الاطاعه است. پس تأکید قرآن کریم در این آیه بر توجه نمودن به اطاعت از رسول است. واقعیت هم همین است؛ اگر از رسول خدا اطاعت کامل می‌کردند دیگر دعوایی بر سر اطاعت از اولی‌الامر و تعیین مصادیق آن و پنهان نمودن اوامر صریح رسول گرامی (صلی الله علیه و آله) باقی نمی‌ماند.

پس آنچه که در روز غدیر غریب ماند، ولایت امیرالمؤمنین (علیه السلام) نبود، بلکه قبل از آن و مهم‌تر از آن ولایت رسول خدا (صلی الله علیه و آله) بود. و این امری بود که با کمال تأسف باید گفت قبل از آن هم سابقه داشت و بی‌سابقه نبود. کسانی که در عصر حضور و حاکمیت پیامبر (صلی الله علیه و آله) و هنگام صدور فرامین او صریحاً از او می‌پرسیدند: این فرمان خداست یا فرمان خودت، پیداست بعد از او با فرمان‌هایش چه می‌کنند.

 

اشارات و تصریحات قرآن به غربت ولایی پیامبر (صلی الله علیه و آله)

باید دانست شخص رسول الله (صلی الله علیه و آله) نبود که غریب بود بلکه او در آن زمان در اوج شهرت، محبوبیت و اقتدار اجتماعی قرار داشت، ولی شخصیت ولایی پیامبر (صلی الله علیه و آله) غریب بود. یعنی اینکه از او به عنوان رسولی که اطاعت اوامرش واجب است و ولایتش مطاع است کمتر تبعیت می‌شد. حتی شخصیّت نبوی رسول‌الله (صلی الله علیه و آله) هم غریب نبود چون بسیار شده بود که هنگام بیان یک امر دینی از او می‌پرسیدند، آیا این سخن خداست یا حرف خود توست این سؤال آن‌چنان‌که تاریخ نشان می‌دهد آن زمان سؤال نسبتا رایجی بود و گواه بر این مدعاست که برخی از مردم به سهولت بین فرمان خدا و رسول (صلی الله علیه و آله) تبعیض قائل می‌شدند. البته کار به همین‌جا ختم نمی‌شد بلکه بسیاری اوقات با پیامبر (صلی الله علیه و آله) به بحث و جدل نیز می‌پرداختند و برای تغییر رأی رسول‌خدا (صلی الله علیه و آله) اصرار می‌ورزیدند.

جدا دارد برای اثبات غربت ولایی رسول ‌خدا (صلی الله علیه و آله) به آیه‌ای از قرآن نگاه کنیم: «وَ إِذا قیلَ لَهُم تَعالَوا إِلی ما أَنزَلَ اللهُ وَ اِلی الرَّسُولِ رَأَیتَ المُنافِقینَ یَصُدُّونَ عَنکَ صُدُوداً» یعنی: « هنگامی که به آنها گفته می‌شود به سوی آنچه خداوند نازل کرده و به سوی پیامبر(صلی الله علیه و آله) بیایید منافقین را می‌بینی که از تو اعراض می‌کنند». اینکه چرا از ما انزل الله هر چند به ظاهر اعراض نمی‌کنند ولی از اطاعت از رسول اعراض می‌کنند موضوع جالب توجه و مهمی است.

بیماری و مرض منافق، این است که می‌گوید ما با کتاب خدا مشکلی نداریم بلکه با حرف رسول‌خدا (صلی الله علیه و آله) مشکل داریم. در نتیجه بر سر راه ما انزل الله سدّ ایجاد نمی‌کند و حتی شاید مردم را دعوت به قرآن خواندن هم می‌نماید ولی به فرمایش قرآن از اطاعت پیامبر(صلی الله علیه و آله) ایجاد سر باز می‌زنند.

عظمت ولایت رسول‌خدا (صلی الله علیه و آله) و نیز غربت ولایت او به اندازه‌ای است و در قرآن کریم آن‌قدر سخن از آن به میان آمده که دیگر نوبت به سخن صریح از ولایت امیرالمؤمنین (علیه السلام) نمی‌رسد. در واقع خـداوند با سخن از ولایت رسولش، از ولایتی سخن گفته که اگر مورد ظلم و انکار واقـع نمی‌شد، ولایت امیرالمؤمنین (علیه السلام) نیز به راحتی پذیرفته می‌شد و دعوایی بر سر آن نبود.




[ سه شنبه 24 آبان 1390  ] [ 11:13 AM ] [ یاسر جمالی ]
نظرات 0

دشت تا خيمه زد آهنگ خروشيدن را
چاه هم تجربه كرد آتش جوشيدن را

دست خورشيد در آفاق رسالت چرخيد
چنگ زد گيسوي ترديد پريشيدن را

و بيابان چه تبي داشت از انبوه سكوت
تا مبارك كند اين آينه پوشيدن را

عشق ابلاغ شد و حلقه مستان گُل كرد
تازه كرد آن خُم نو، چشمه نوشيدن را

پر شد آغوش غدير از دم «بخٍّ بخٍّ»
تا بكوبد هيجانات نيوشيدن را

عطر «من كنتُ...» و غوغاي «علي مولاه»
قافله قافله راند اين همه كوشيدن را
پروانه نجاتي




[ سه شنبه 24 آبان 1390  ] [ 11:12 AM ] [ یاسر جمالی ]
نظرات 0

مسئله غدیر از دو دیدگاه اصل و اهمیت و محتوای غدیر قابل بررسی است.
محتوای غدیر حقیقتی است که به راحتی نمی‌توان از آن گذشت، البته تلاش‌های بسیاری در طول تاریخ صورت گرفته تا غدیر و حقیقت و محتوای آن شناسانده شودوبسیاری از زوایای پنهان غدیر به برکت حرکت شیعه و علمای بزرگ شیعه تا به امروز زنده نگه داشته شده است.
مااگر تنها ظاهر غدیر را ببینیم و به محتوای آن توجه نکنیم به عمق حقیقت غدیر دست نمی‌یابیم. معرفی حضرت علی(ع) به عنوان جانشین پیامبر، تثبیت جایگاه ائمه معصومین(ع) و تداوم این امر بعد از معصومین(ع) و در زمان غیبت امام عصر(عج) از مهم‌ترین زوایای واقعه بزرگ غدیر است. غدیر یک جریان جاری و مستمر است که همه روزه و در همه مراحل زندگی ما باید نمود داشته باشد.
لبه تیز حملات دشمن امروز متوجه ولایت فقیه است و اگر بگوئیم دشمن همه تلاش خود را متوجه ولایت فقیه کرده است گزاف نگفته‌ایم چراکه از این منظر ضربه‌های بسیاری خورده است.
چهره غدیر تمام عیار در چهره ولایت فقیه آشکار می‌شود.محور فعالیت غدیر، تثبیت و نهادینه کردن منطقی بحث ولایت فقیه با پشتوانه استدلالی و احادیث نبوی(ص) و احادیث معصومین(ع) در اذهان جامعه است. اگر با این دید به غدیر نگاه کنیم غدیر را احیا کرده‌ایم و اگر غافل شویم به آن سمتی می‌رویم که دشمن می‌خواهد.




[ سه شنبه 24 آبان 1390  ] [ 11:12 AM ] [ یاسر جمالی ]
نظرات 0

در اعمال عید سعید غدیر خم در مفاتیح الجنان شیخ عباس قمی در بخشی از دعایی از سید بن طاوس منقول از شیخ مفید آمده است:
 
«اَلحَمدُلِلِّه الَّذیِ عَرَّفَنَا فَضلَ هَذَا الیَومَ، وَ بَصَّرَنَا حُرمَتَهُ وَ کَرَّمَنَا بِهِ وَ شَرَّفَنَا بِمَعرَفَتِهِ وَ هَدَانَا بِنوُرِهِ»؛ ستایش خدایی را که ما را به شرافت و به فضیلت و احترام این روز شناساند و بصیر گردانید و به این روز ما مسلمین را گرامی داشت و شرف معرفتش را به ما عطا فرمود و هدایت کرد به نورش.
 
اشاره به بصیرت و معرفت در این فراز از دعای مستند به روایت دو تن از علمای ربانی شیعه که بارها به محضر مبارک امام عصر حضرت مهدی موعود(عج) مشرف شده و از راهنمایی ایشان در اداره امور مسلمین بهره جسته اند، اثبات می کند که بصیرت به معرفت و شناخت جانشین خاتم النبیین، حضرت محمد مصطفی(ص) لازم و ملزوم مسلمانی و دینداری شیعیان و محبین اهل بیت(ع) است.
 
در بخش پایانی این دعا آمده است: «اَللَّهُمَّ املَأِ الاَرضَ بِهِم عَدلاً، کَمَا مُلِئَت ظُلماً وَ جوُراً، وَ اَنجِز لَهُم مَا وَعَدتَهُم، إِنَّکَ لَا تُخلِفُ المیِعَاد»؛ خدایا به وجود اهل بیت پیامبرت زمین را از عدل و داد پر گردان؛ چنان که پر از ظلم و عدوان گردیده است و وعده فرج و سلطنت الهیه را که به ایشان داده ای منجز گردان که تو هرگز خلاف وعده نخواهی کرد.
 
این فراز نشان دهنده آن است که تحقق وعده الهی در راستای حکومت صالحان و اجرا و تداوم قسط و عدالت حضرت علی(ع) تا آخر مسیر دنیا، جز با اتصال غدیر خم به حکومت عدل جهانی مهدی منتظر(عج) ممکن نخواهد بود.
 
اتصال غدیر خم با حکومت عدل جهانی مهدی منتظر(عج) در دوران غیبت کبری از چه طریقی ممکن می‌شود؟
 
همچنین در تهنیت مؤمنان به یکدیگر به مناسبت عید الله الاکبر آمده است: «اَلحَمدُلِلَّهِ الَّذیِ جَعَلَنَا مِنَ المُتَمَسِّکیِنَ بِوِلَایَةِ اَمیِرِالمُؤِمِنیِنَ، وِ الاَئِمَةِ عَلَیهِمُ السَّلَامُ» سپاس خدای را که قرار داد ما را از متمسکان به ولایت امیرالمؤمنین علیه السلام و پیشوایان و امامان که بر آنان درود باد.
 
و نیز آمده است: «اَلحَمدُلِلَّهِ الَّذیِ اَکرَمَنَا بِهَذَا الیَومِ وَ جَعَلَنَا مِنَ الموُفیِنَ بِعَهدِهِ اِلَینَا وَ میِثَاقِهِ الَّذیِ وَاثَقَنَا بِهِ مِن وِلَایَةِ وُلَاةِ اَمرِهِ وَ القُوَّامِ بِقِسطِهِ وَ لَم یَجعَلنَا مِنَ الجَاحِدیِنَ وَ المُکَذِّبیِنَ بِیَومِ الدِّینِ»؛ سپاس مخصوص خداست که ما را بدین روز گرامی داشته و ما را از وفاکنندگان به عهدی که به ما سپرده قرار داده است و قرار داده ما را از وفاکنندگان پیمانی که از ما گرفته است برای ولایت والیان امرش و قائمان به عدلش، و ما را از منکران و تکذیب کنندگان به روز قیامت نکرده است.
 
عبارت «وَاثَقَنَا بِهِ مَن وِلَایَةِ وُلَاةِ اَمرِهِ وَ القُوَّامِ بِقِسطِهِ» بوضوح تکلیف ما شیعیان در راستای داشتن بصیرت و معرفت و وفای به عهد نسبت به ولایت اهل بیت(ع) در زمان غیبت امام دوازدهم که بنا بر مصلحت الهی و جهت آزمایش بصیرت مردم از نظرها غایب شده است را مشخص می کند.
 
«وُلَاةِ اَمرِهِ وَ القُوَّامِ بِقِسطِهِ» که بارها در روایات و احادیث معتبر جهت ارجاع مردم به آنها در زمان غیبت کبری امام غایب آمده است نیز، اشاره به ولایت فقیه است که بعد از نواب اربعه در زمان غیبت صغری و عالمان ربانی شیعه چون شیخ مفید، سید بن طاوس، سید حسن مدرس، شیخ فضل االه نوری، آیت الله بروجردی و حضرت امام خمینی(ره) در اعصار مختلف و اکنون بنا بر اشارات مکرر آیت الله بهاءالدینی(ه)، استاد ارجمند عرفان آیت الله بهجت(ره) و سفارش معمار کبیر انقلاب اسلامی، به حضرت آیت الله خامنه ای(دامت ظله) رسیده است، تکلیف بر همگان مثل روز کاملاً روشن و آشکار است و جای هیچ عذر و بهانه ای را در پیشگاه خداوند متعال، رسول مکرم اسلام(ص) و ائمه اطهار(ع) باقی نمی گذارد.
 
همچنین از اعمال این روز ذکر 100 مرتبه «اَلحَمدُلِلَّهِ الَّذیِ جَعَلَ کَمَالَ دیِنِهِ وَ تَمَامَ نِعمَتِهِ بِوِلَایَةِ اَمیِرِالمُؤمِنیِنَ عَلِیِّ بنِ اَبیِطَالِبٍ عَلَیهِ السَّلَامُ»؛ «سپاس خدای را که مقرر فرموده کمال دین و تمامیّت نعمت خود را به ولایت حضرت امیرالمؤمنین علیّ بن ابیطالب که بر او درود و سلام باد» می باشد که با توجه به روایات و مستندات اسلامی که از عید سعید غدیر خم به «عید الله الاکبر»، «یوم العهد المعهود» و «یوم المیثاق المأخوذ» تعبیر شده است، روز ولایت حضرت امیرالمومنین علی بن ابیطالب(ع)، روز تکمیل دین اسلام می باشد.
 
حال این سوال مطرح است که دین برگزیده خدا که اسلام ناب محمدی(ص) است، آیا فقط در دوران حضور اهل بیت(ع) بین مردم تکمیل شده است و یا تا قیام منجی بشریت این تکامل ادامه دارد؟
 
«وُلَاةِ اَمرِهِ وَ القُوَّامِ بِقِسطِهِ» نشان دهنده آن است که وجود ولاة امر یا همان ولایت فقیه تا قیام قیامت در راستای حفظ و تکمیل دین اسلام و مبارزه با ظلم، فساد و بی عدالت ظالمان و ستمگران لازم و ضروی است.
 
به قول شاعر: «در خانه اگر کس هست؛ یک حرف بس است» و آن هم پیام غدیر است که تا قیامت و بر سر حوض کوثر طنین انداز می باشد که ولایت فقیه اتصال غدیر خم به حکومت جهانی حضرت مهدی موعود(عج) در راستای اکمال دین خداست؛ پس حمایت از ولایت فقیه پاسخ به ندای «هَل مِن نَاصِرٍ یَنصُرُنِی» قافله سالار عشق، حسین بن علی(ع) عزیز دردانه رسول مکرم اسلام(ص) می باشد.
 
پس: نام علی(ع)؛ هدایت، درس علی(ع)؛ عدالت، راه علی(ع)؛ سعادت، حب علی(ع)؛ لیاقت، کار علی(ع)؛ شفاعت، عشق علی(ع)؛ شهادت، ذکر علی(ع)؛ عبادت، عید ولایت علی(ع) مبارک.
 
خورشید چراغکی ز رخسار علی(ع) است
مه نقطه کوچکی ز پرگار علی(ع) است
 
هر کس که فرستد به محمد(ص) صلوات
همسایه دیوار به دیوار علی(ع) است
 
و اما حرف آخر و دعای دریافت کنندگان واقعی پیام غدیر: «خدایا؛ خدایا تا انقلاب مهدی(عج)، از نهضت خمینی(ره) محافظت بفرما؛ خامنه ای رهبر به لطف خود نگهدار؛ از عمر ما بکاه و بر عمر رهبر افزا»

خبرگزاری دانشجو




[ سه شنبه 24 آبان 1390  ] [ 11:11 AM ] [ یاسر جمالی ]
نظرات 0

عن عمار بن حزیر قال دخلت علی ابی عبد الله فی یوم الثامن عشر من ذی الحجه فوجدته صائماً فقال لی :
هذا یوم عظیم عظم الله حرمته علی المؤمنین و اکمل لهم فیه الدین و تمم علیهم النعمه و جدد لهم ما اخذ علیهم من العهد و المیثاق .
مصباح المجتهد : 735 .
عمار بن حزیر گوید :
روز هجدهم ماه ذیحجه خدمت امام صادق (ع) رسیدم وآن حضرت را روزه یافتم . امام به من فرمود : امروز ، روز بزرگی است ، خداوند به آن عظمت داده و آن روز دین مؤمنان را کامل ساخت ونعمت را بر آنان تمام نمود و عهد و پیمان قبلی را تجدید کرد .




[ سه شنبه 24 آبان 1390  ] [ 11:01 AM ] [ یاسر جمالی ]
نظرات 1
.: Weblog Themes By RASEKHOON :.

تعداد کل صفحات : 10 ::      1   2   3   4   5   6   7   8   9   10  

درباره وبلاگ


چون تو بابی آن مدینهٔ علم را / چون شعاعی آفتاب حلم را/ باز باش ای باب رحمت تا ابد/ بـارگــاه مـا لـه کـفـوا احـد

آرشيو مطالب
آمار سایت
كل بازديدها : 98191 نفر
كل مطالب : 151 عدد
تعداد کل نظرات: 4 عدد
تاریخ ایجاد وبلاگ: دوشنبه 23 آبان 1390 
آخرین بروز رسانی : دوشنبه 13 مرداد 1393 
امکانات وب